پرهام

نظر شما درباره دکتر مزیدی چیست ؟

Posted by: parhamb on: اکتبر 16, 2008

چند خاطره ار دوران مدرسه

Posted by: parhamb on: سپتامبر 23, 2008

چند تا خاطره از مدرسه به مناسبت اول مهر !

دبیرستان دبیر آمادگی دفاعی داشتیم سپاهی بود , این تا میومد کلاه اش را میگذاشت روی موتور , زمستون هم کلاه پشمی اش را , میگفتیم عجب آدم ساده ای این یعنی نمیگه یکی بر میداره ؟ قرار گذاشتیم که برش داریم , یک روز بعد کلی کشیک کشیدن اومدیم برداریم یکی از بچه ها برداشت فرار کنه , دیدیم با نخ بسته به موتور

دبیرستان یک معلم دینی داشتیم بعد این میومد ته کلاس میایستاد , ما هم دستامونو خاکی میکردیم می مالیدیم به پشت کت اش بنده خدا تا از کلاس ما می رفت انگار نشسته بود تو یک سطل خاک ( آخه بچه آزار داشتی ؟ ) :دی

سال اول دبیرستان سر یک موضوع فیزیک با دبیرم بحثم شد وسط کلاس بهش گفتم اصلا تو هیچی حالیت نیست , راست میگن همه بی سوادی , انداختم بیرون گفت من میان ترم بهت 0.25 میدم اگه تونستی پاس کن :) )

دبیرستان یک دفعه سر کلاس ادبیان فارسی شروع کردم با سنگ ریزه زدم به معلم ادبیات , بعدش فهمید انداختم بیرون ادبیات فارسی بهم 2 داد

سال اول دبیرستان یک ناظم داشتیم بهش میگفتیم کارآگاه گجت , بعد این میومد تا یک معلمی نمیومد شروع میکرد نصیحت کردن , نزدیکای چهارشنبه سوری بود وسط کلاس وایساده بود یکی ترقه انداخت تو سطل ؛ فحش را کشید به همه

یک معلم علوم داشتیم توی راهنمایی تئاتر طنز بازی میکرد اصفهان , بعد شبکه اصفهان تازه راه افتاده بود یک شب تئاترش را گذاشت ؛ فرداش بچه ها وایسادند دم در مدرسه تا میاد بهش بخندند , از ماشین پیاده شد دوید تا زود بره توی کلاس بچه ها را راه نده خورد زمین لباساش پاره شد !

یادش بخیر راهنمایی یک معلم حرفه فن داشتیم , میومد توی کلاس دستش را میکرد توی دماغش و پاهاشم از توی کفش در میورد بوی گند جوراب کلاس را بر میداشت , بعدش یکی را صدا میزد و می گفت فصل 2 را شرح بده , خودش می خوابید و این شاگرد بیچاره هم تا آخر ساعت حرف میزد

ترس و فرار

Posted by: parhamb on: سپتامبر 23, 2008

بهم میگه خیلی می ترسم , گاهی اونقدر می ترسم و می خوام فرار کنم که میرم گوشه حموم توی سه کنج دیوار میایستم و گریه میکنم یا فکر میکنم , میدونم هر چی بهم میخواد برسه باید چند تا در را رد کنه و دیر تر بهم میرسه

ندای درون

Posted by: parhamb on: سپتامبر 22, 2008

همیشه باید به ندای درون گوش کرد
کسی که به ندای درون توجه نکنه و حرف نزنه داغون میشه !

یک چیزی باید اول بهش توجه کرد ندای دورن آدم و اونو هم بیان کرد ! شاید یا عقل جور در نیاد به ظاهر اما همیشه اون چیزی درسته که به دل آدماست …

اون دعایی مستجاب میشه که به دل آدم هاست
اون دعایی پاک که از درون میاد

ظاهر چیزی نیست جز راضی کردن دیگران
ولی برای راضی کردن خودمون باید به حرف دل گوش بدیم

40 راه برای رسیدن به آرامش

Posted by: parhamb on: سپتامبر 22, 2008

شکرگزار نعمت های الهی باشید
نیایش کنید
سکوت کنید و با صدای ملایم صحبت کنید
باغبانی کنید
به صدای آواز پرندگان گوش بسپارید
طلوع و غروب آفتاب را تماشا کنید
گل ها را ببوئید
به دامان طبیعت بروید
ساعت مچی را رها کنید
شقیقه هایتان را ماساژ دهید
موهای خود را شانه بزنید
موسیقی مورد علاقه خود را گوش کنید
لبخند بزنید
نفس عمیق بکشید
هر روز استحمام کنید
شیر بخورید
ظرفی پر از میوه را تماشا کنید
در روز 8 لیوان آب بنوشید
تغذیه مناسب داشته باشید
به میزان کافی استراحت کنید
بازی کنید
با دوستی راز دار درد و دل کنید
اشک بریزید
پاکیزه باشید
نظم را رعایت کنید
صادق و رازنگه دار باشید
به کسانی که دوست شان دارید ابراز علاقه کنید
همه کاینات را دوست داشته باشید
به خود و دیگران احترام بگذارید
مودب و مهربان باشید
به قول هایتان عمل کنید
مشکلات و تشویش های خود را بنویسید
لیستی از موفقیت هایی که تا کنون کسب کرده اید تهیه کنید
مثبت اندیش باشید
خود و دیگران را ببخشید
گذشته را رها کنید و در اکنون جاودانه زندگی کنید
بخشش کنید
برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی کنید
اهداف خود را تعیین کنید
به خدا ایمان داشته باشید

پی نوشت: نمیدونم منبع اش کجاست من روی کاغذ های کوچکی نوشته بودم که دیروز پیدا کردم آدرس این سایت هم توش بود:www.yourgreatestlife.com

من از …

Posted by: parhamb on: سپتامبر 22, 2008

من از پشت شبهای بی خاطره
من از پشت زندان غم آمدم

من از آرزوهای دور و دراز
من از خواب چشمان نم آمدم

به اسم دین و قرآن چه میکنند !

Posted by: parhamb on: سپتامبر 20, 2008

به اسم دین و قرآن حق مردم می خورند
به اسم دین و قرآن حق الناس میکنند
به اسم دین و قرآن بنده را آزار میدن
موقع اذان ظهر صف اول وایسادند !

ماه رمضون ختم قرآن میکنند
ماه رمضون میرن پیشواز
ماه رمضون خیلی کارها نمی کنند
ماه رمضون کارشون را رها میکنند و دعا میکنند

نماز اول وقت ترک نمیشه
خمس و زکات میدن !

همه ی اینا برای رضایت خداست
می خوان آخرت را برای خودشون بخرند

اما ای دل غافل که رضایت بنده ای را ندارند
ای دل غافل که بنده ای را رنجوندند
ای دل غافل که بنده خدایی ازشون نا راضی
اول رضایت بنده خدا و بعد رضایت خدا

به خیال خودشون دنیا را دارند
اما نه دنیا را دارند و نه آخرت را !

خدایا کجای کاریم ؟!
من که دلم خیلی پر !
دلم از خیلی ها پره
اما افسوس که نمیشه گفت
افسوس که نمیشه بهشون گفت

خدایا توی این ماه مبارک همه را به راه راست هدایت کن

این روزها

Posted by: parhamb on: سپتامبر 19, 2008

این روزها به کمک حرفهای یک دوست کمی به خودم اومدم , مشکلات همیشه هست و همیشه وجود داره , روزی که رفتم سربازی همیش میگفتم وای چه روزهای سختی کاش زودتر تموم بشه , وقتی سربازی تموم شد و الان 3-4 سالی ازش گذشته همش میگم کاش سربازی بودم !

مشکلات همیشه هست و هر چه قدر بزرگتر میشیم مشکلات هم بزرگتر میشه اما باید خودمون را حفظ کنیم , به قول معرف میگن: بخند تا دنیا بهت بخنده , این روزها سعی میکم تا کارهای نصفه نیمه ام را تموم کنم و با روحیه به کارهام ادامه بدم , گرچه مسافرتهای زیاد من توی 1-2 ماه گذشته خیلی زیاد خسته ام کرده اما با قدرت ادامه میدم

انشاالله و به امید خدا و کمک خدا مشکلات حل میشه
توکل به خدا

مرسی از همه دوستانی که همیشه کنارم هستند …

در هفته ی هفتم رنگ شادی را دیدیم !

Posted by: parhamb on: سپتامبر 19, 2008


بالاخره در هفته ی هفتم رنگ شادی را دیدیم , استقلال 6-0 استقلال اهواز را برد تا یک سر و سامانی به اوضاع تیم داده بشه :)
آرش برهانی پس از هفته ها ناکامی گل زد
هم اوضاع ما را سر و سامان داد و هم خودشون را داد , به امید پیروزی در هفته های آینده

رضاعطاران و بزنگاه را کشتند !

Posted by: parhamb on: سپتامبر 17, 2008


سریال رضا عطاران , بزنگاه متوقف شد !

آقایون دانشمندان به پخش سریال بزنگاه که داره واقعیت های جامعه را نشون میده اعتراض کردند ! چرا ؟ چون توی این سریال میگه خفه شو ! نه اینکه مردم نمیگن !

هفته ی پیش دم میدون ونک منتظر یکی از دوستان بودم یکی از ماشین اش پیاده شد و وسط میدون ونک اونچنان فحش ناموسی میداد که همه وایساده بودن نگاه میکردند !
دیروز دم میدون ونک دوباره نمونه مشابه دیگه یک پسری سر تاکسی گذاشت دنبال یک ماشین و وسط میدون ونک شروع به فحش ناموسی دادن فحش هایی که حتی کلمات اش هم واسه خیلی ها بیگانه بود و اونچنان دعوایی شد که 15 دقیقه میدون ونک بسته بود! که این کلمات مثل خفه شو و مرتیکه و … مثل دوستت دارم و عزیزم گفتن بود !

اگر سریالی مثل همین بزنگاه واقعیت جامعه را بیان کنه باید جلوگیری بشه ! آقایون این سریال نشونه ی همون جامعه ای که شما جامعه شناسان ترسیم کردید , جامعه را اصلاح کنید تا سریال ها هم اصلاح بشه !

مثلا یکی از پرفسورها – بخونید خالی فسور – انتقاد کرده که چرا نشون میدین جوون اگر توخونه نتونست مواد مصرف کنه بره توی ماشین ! جوون ماشاالله خودش اونقدر راه بلده که نیازی به نشون دادن نداره , فکر کنم این کار رضا عطاران آگاهی دادن باشه تا یاد دادن !

یا آقای حسین مظفر از شورای نظارت فرمودن چرا توی سریال این حرفها مثل :
خفه شو، اينقدر زر نزن، ميترسم خريتش كار را خراب كنه، گاز بده لعنتي، تو كپه مرگت روبذار، درسته گاهي من خلم ولي تو هميشه خلي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، اينا رو از كدوم گوري پيدا كردي، اي يارو عوضي، تا آن روي سگ من را بالا نيومده، آشغال‌بر، مرتيكه مزاحم، برو گم‌شو، احمق‌هاي ديونه و نمايش حركات ناپسند از قبيل بازي با انگشتان دست كه در عرف نماد و يا معناي زشتي را متبادر مي‌كند
زده میشه !

اگر نشون دادن انگشتی اشکالی داره برین فکرتون را اصلاح کنید , برین به تموم فوتبالیست ها آموزش بدین !

دبیرستان پسر یکی از آقازاده ها همکلاسی من بود , دبیر زبان فارسی تموم درس را روی تخته می نوشت و بعد جلو می ایستاد و با انگشت شصت به تخته اشاره میکرد این دوست ما میزد زیر خنده و دبیر هم میگفت این فلانی ذهن اش خرابه !

الان هم شده حکایت ذهن خراب آقایون !

سریال هایی مثل “ترانه مادری” و یا همین سریال “روز حسرت” که دارند به ترویج خرافه پرستی می پردازند را چرا جلوشون گرفته نمیشه ؟ مگه معصومه نرفته بهشت ؟ کی حکم داده که فلانی – اسم اش را یادم نمیاد بازیگری که افسانه بایگان نقش اش را داره – هم میره توی بهشت ؟

اینا واقعیت جامعه ماست یا بزنگاه ؟
یا بیکاری که توی مامور بدرقه توی جامعه ماست ؟

واقع بین باشیم و جلوی نمایش واقعیت ها را نگیریم که فردایی که بچه ای با دیدن این فیلم ها اومد توی جامعه فکر نکنه همه مثل فیلم روز حسرت فرشته هستند ! باید بدی ها را نشون داد تا خوبی ها به چشم بیان !

من خودم تا قبل سربازی اونقدر پاستوریزه بودم – از لحاظ آشنایی با فحش ها – چون همه مردم را مردم خوبی فکر میکرم , اما تا توی 18 سالگی و بعد دبیرستان رفتم پادگان و فرمانده یگان سلام نکرده یک فحش آب نکشیده ناموسی داد فهمیدم نه جامعه ما و واقیت اش چیز دیگه ای !

چشم ها را باز کنیم و بزنگاه ها را ببینیم !

در همین زمینه:
«بزنگاه» ضعيف‌ترين كار عطاران است
سريال «بزنگاه» سلامت خانواده‌ها را متزلزل مي‌كند
و در آخر تعطیل شد !
دستور توقف پخش سريال «بزنگاه» ابلاغ شد


  • هیچ کدام
  • hasanalimansor: می بینم که تاحال همه 32 نفر متفق القول اند که مزیدی نه دکتره نه حتی مهندس
  • Kia Taheri: ببخشید ولی شعر و ور بود.
  • littlefarbod: حالا نظر خود مزیدی چیه؟